|
شنبه بیست و سوم دی 1385 22:52
اسلام علیک یا ابا عبدالله
چهارشنبه بیستم دی 1385 18:51
گوش بکنید داره میاد يــه صدايــی از مدینــه چشمهاتونا باز بکنيـــــد شــــاید یه چيـــزی ببینــه صدا میگه امت من پیغمبــــــر شمـــــا منـــم مهدی من تـــــو غربتــــــــــه از همتــون گلـــه دارم چرا دل عزیزمو خــون می کنيــــد مسلمونــا بــــرا ظهـــــور مهدی ام چـــــرا نمی کنيـــــد دعــــا مهــدی من غصــه داره عزيـــز من تو انتظـار منتظـــر دستــــور حق تــــا که بيـــــاد با ذوالفقـــار گوش بکنید داره میاد یه صدایی از تو نجـــف لباتونـــو ببنديـــــد و هرگـــــز نباشـــه هیچی حرف صدا میگه من ولی ام شیرخدا مـن علی ام مهدی من غصـــــــه داره از همتــــون ناراضــــی ام چرا عزیز دلمـو با کــاراتون رنجــش می ديــد آی شیعه ها با شماهام مهدی روهی عذاب ندید مهدی من چــاه نداره که درد دل باهاش کنه مهدی من یار نـــداره که اونــــو همراهيــــش کنـــه گــوش بکنيــن داره ميـاد یه صدایی از مدینه حواستون رو جمــع کنيــد صاحــــب اون صدا کيــــه صدا میگه من فاطمـه ام دختـــر پیغمبرتـــون خوب می دونيــــد که ندارم رضـــایت از اعمالتــــون فرزند من مثل خــودم غریبـــه و وای برشمــا اینطور می خواهید که ماباشیم شفیعتون روز جـزا من عاشق فرزندمم مهدی هم عاشق منـه خدا نیامــــرزه اونـــــو کــــه قلبشـــــــو زخـــــم بزنه من مادرم اون پســــرم طاقت نـــدارم ببينــم مهدی مــــن غصــــه داره الهـــی هیچ وقت نبینــم
عید غدیر مبارک
یکشنبه هفدهم دی 1385 15:13
واقعه غدیر حادثه اى تاریخى نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست. یک تفکر است، نشانه و رمزى است که از تداوم خط نبوّت حکایت مى کند. غدیر نقطه تلاقى کاروان رسالت با طلایه داران امامت است.
آرى غدیر یک سرزمین نیست، چشمه اى است که تا پایان هستى مى جوشد، کوثرى است که فنا برنمى دارد، افقى است بى کرانه و خورشیدى است عالمتاب. داستان غدیر خمسال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز می گشت، گروه انبوهی که تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه می کردند تا این که به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند.
رسول گرامی می فرماید: آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارتر نیستم و همگان یک صدا جواب می دهند که چرا چنین است. آنگاه فرمود: من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم یکی ثقل اکبر که کتاب خداست و دیگری ثقل اصغر که اهل بیت منند. مردم، بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. آنگاه دست علی (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد که همگان او را در کنار رسول خدا دیدند و شناختند. سپس فرمود: خداوند مولای من و من مولای مومنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. ای مردم هر کس که من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست و این جمله را سه بار تکرار کرد و چنین ادامه داد: پروردگارا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدایا علی را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقی بود که دوباره آهنگ روح بخش وحی گوش جان محمد صلی الله علیه و آله را نواخت که: «امروز دینتان را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» و بدین سان علی (ع) از جانب خداوند برای جانشینی پیامبر (ص) برگزیده شد. |